مرتضى مطهرى

176

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چهره‌هاى منسوخ نشدنى بحثى كه امشب مىكنيم تا اندازه‌اى مربوط به مطالب گذشته است و هم مربوط به امشب و صاحب امشب است . همان‌طور كه قوانين دنيا ، قوانين زندگى بشر بر دو قسم است : ثابت و متغير ، شخصيتهاى انسانى هم همين طورند ؛ يعنى بعضى از افراد ، بعضى از شخصيتها شخصيت همهء زمانها هستند ، مرد همهء زمانها هستند ، چهره‌هايى هستند كه در تمام زمانها درخشانند ، هيچ زمانى نمىتواند آنها را كهنه و منسوخ كند . ولى بعضى از چهره‌ها مربوط به يك زمان و دورهء خاصى است . تا آن دوره هست ، چهره هم درخشندگى دارد ، افراد را به دنبال خود مىكشاند ، در دورهء خودش از آن كار ساخته است ، ولى وقتى كه اوضاع عوض شد به كلى آن شخصيت از آنچه كه هست سقوط مىكند ، مردم نسبت به او يك برودت و سردى نشان مىدهند . در اينجا نمىخواهم مثالى ذكر بكنم ولى خودتان مىتوانيد اين را تشخيص بدهيد . شما يك وقت مىبينيد شخصيتى طلوع مىكند ، در يك رشته‌اى بروز مىكند به حدى كه تمام مردم از او حرف مىزنند ، از او تعريف مىكنند ، يك مرتبه نام او همه جا را پر مىكند . ولى همين شخصيت ممكن است دوره‌اش مثلًا ده سال ، بيست سال ، پنجاه سال باشد ، بالاخره غروب كردنى است ، كهنه و مندرس مىشود . در شخصيتهاى سياسى ، اين جريان هست . مىبينيد هركس چهار صباحى مرد ميدان است . در شخصيتهاى علمى هم همين‌طور است . تاريخ سراغ مىدهد برخى شخصيتهاى علمى را كه مردم آنها را پرستش مىكردند ، دانشمندان آنها را تقديس مىكردند ؛ يك مرتبه سقوط مىكرد و شكست مىخورد . در اين جهت شايد كسى مانند ارسطو نباشد . اين فيلسوف معروف يونانى در تمام علوم متبحر بوده است ؛ حيوان شناس ، رياضيدان ، منجم و طبيب بوده است . اين مرد در زمان خودش طلوع كرد به طورى كه او را معلم بشر ناميدند ، يعنى كسى كه در تمام علوم استاد است . كم كم آنچنان شخصيتى پيدا كرد كه هيچ فيلسوف و عالمى جرأت نمىكرد بگويد ارسطو اين‌جور گفته است و من اين‌جور مىگويم . مىگفتند تو بر خلاف ارسطو حرف مىزنى ؟ ! مردى مانند ابن سينا در مقدمهء حكمة المشرقيه مىگويد : ما احياناً اگر در يك جا عقايدى داشتيم كه مخصوص به خودمان بود جرأت نمىكرديم اظهار كنيم كه آنها عقايد خود ماست ، آنها را در لابلاى عقايد ارسطو ذكر مىكرديم تا مردم قبول كنند ، و اگر در لابلاى عقايد ارسطو